دوست دارم خدام رو بغل کنم و های های تو بغلش گریه کنم. بگم نمی دونی تو این مدت که پیشت نبودم، به من چی گذشته.

 

بگم من بازهم خسته شدم.

 

بگم تنهام. بگم این روزها از کنار هرکی رد شدم می خواسته گازم بگیره، گازم گرفته. بگم کسی این روزها ازم استقبال نکرده.

 

بگم تو کجایی؟ من کجا گمت کردم؟ بگم عین ی بچه می مونم که زود به دنیا اومده؛ هنوز آماده نبوده از مادرش جدا بشه. بگم من زود به دنیا آوردی؛ من دووم نمیارم. بگم من خسته شدم؛ چرا دست رو سرم نمی کشی؟ بگم بهم بگو دوستم داری.

 

بگم من می خواستم گرگ بشم؛ اما نمی تونم. بگم من از اولم دوست نداشتم گرگ بشم. بگم من نمی تونم کسی رو بدرم. ولی اینجا آدم ها رو می درند. بگم من نمی خواهم همیشه بجنگم.

 

بگم من دست تو رو ول کردم و هی ماشین زیرم می کنه. بگم من دوستت دارم؛ اینجا بمون. بگم من دستم نمی رسه تو رو بغل کنم، تو من بغل کن.