تبليغاتX
چه سخته انتظار - شهوت بوسيدن
من نیازم تو رو هر روز دیدنه

ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت كرده !
شاخه گل سرخي به روي لبانت ميگذارم و با چشماني بسته براي اولين بار تو را ميبوسم
آن هنگام كه هر دو در شهوت تن غرق بوديم ، ديدي كه خداوند ميخنديد،خداوند خوشحال بود
پس بيا نترسيم و لبهايمان را به هم گره بزنيم تا ابد .
اي تنها منجي من، مرا تنها مگذار ، اگر آسمان شوي برايت زمين خواهم شد
تا به رويم بباري ، براي چشمان معصومت نگاه خواهم شد و براي گوشهايت صدا
براي نفسهايت گلو خواهم شد و در رگهايت از خون خود خواهم دميد
و پس از مرگت نيز براي جسدت كفن خواهم شد
مرا تنها مگذار مرا تنها مگذار .....تو ديگر تنها نيستي ، خانه اي خواهم ساخت برايت 
از استخوانهايم برايش ستون ، از پوستم برايش سقفي و قلبم را براي روشنائي سينه ات ميشكافم
و از گرمي خون رگهايم براي شبهاي تاريك تنهاييت آتشي مي افروزم
و تا هميشه در كنارت ميسوزم تا هميشه....



و در عوض از تو ميخواهم گونه هاي خيسم را پاك كني 
مرا به آغوشت راه بده ميخواهم براي اولين بار ببوسمت 
بيا چشمانمان را ببنديم ، ميخواهم وقتي لبهاي معصوممان به هم گره ميخورد
و هر دو از فرط لذت در آغوش يكديگر نفس نفس ميزنيم
از لذت نا متناهي خداوند را با چشماني بسته تصور كنيم ، چشمانت را باز كن !؟
نه !.. نه !.. لبهايمان از گرمي شهوت خشك شده اما گونه هايمان از اشك خيس
ما ساعتهاست كه در آغوش يكديگر ميگرييم !!! اي تنها هم آغوش من
بيا كه احساسم را برايت دست نخورده نگاه داشته ام
و جسمم را به لذت بوسه اي نفروخته ام 
بيا كه ميخواهم وقتي دستانت را به روي احساسم ميگذاري
از فرط لذت ، قطره هاي اشك بر گونه هايت بدرخشد
ميخواهم با اشكهايت بر تمام احساسم بوسه زني
ميخواهم اشكهايت تمام روحم را خيس كند ، بيا كه ....

+N تاريخ یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 7:35 بعد از ظهر  نويسنده محمد  | 

 
JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes